تبليغاتX
سلام باحال
به همه چیز می نگرم و تلاشم بر آن است که طرحی نو در اندازم

تو جامعه ی مجازی ما وبلاگ نویسها متروک موندن و آپ نشدن به موقع وبلاگ به معنی مرگ تو این جامعه است و بعد از مدتها آروم آروم از یاد میری . من یه بار تو این دنیای مجازی مردم و دوباره تو بلاگفا بدنیا اومدم / بعضیها رو میشناسم که خیلی مردن و زنده شدن ولی هیچ ثمری تو این زنده بودن برای اطرافیان نداشتن / بعضیها رو هم میشناسم که تو عمر کوتاهشون خیلی مفید بودن و کلی اطلاعات از اینور و اونور به خواننده هاشون رسوندن / چون نمیخوام دوباره بمیرم دکمه ها رو فشار میدم(فکرشو بکن بهت بگن تا زمانی که دکمه ها رو فشار بدی زنده هستی) ویروس رو که میدونم نمیمیره  /

تقریبا میشه گفت از این زندگی داره خوشم میاد / شاید هم دارم بهش عادت میکنم /(آخه ما انسانها ممکنه روزی برسه که بتونیم از دی اکسید کربن تنفس کنیم و به خاک برای رشد احتیاج داشته باشیم چون میتونیم  به شرایط دور و برمون عادت کنیم میگم  )ولی هر چی که هست خوب داره میگذره / اصلا دلم برای شلوغی وبقیه تنگ نمیشه تازه دارم یه نفسی میکشم / بعضی وقتا اگه به زندگی رو بدی و هیچی بهش نگی همچین روی شونه ات سوار میشه که دیگه نمیشه بیاریش پایین / ( تا اطلاع ثانوی اساسا و شدیدا سوار زندگی هستم و عمرا پیاده نمیشم . افسارشو این بار ول کنم کارم تمومه  )

 

نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایستا دنیا وایستا دنیا من میخوام پیاده شم !!!

اینهمه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد ؟

اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد ؟

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست ؟

اینهمه طلسم و ورد جای خوش تو کجاست !؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1385ساعت 0:43  توسط مسعود  |