|
به همه چیز می نگرم و تلاشم بر آن است که طرحی نو در اندازم
|
تو جامعه ی مجازی ما وبلاگ نویسها متروک موندن و آپ نشدن به موقع وبلاگ به معنی مرگ تو این جامعه است و بعد از مدتها آروم آروم از یاد میری . من یه بار تو این دنیای مجازی مردم و دوباره تو بلاگفا بدنیا اومدم / بعضیها رو میشناسم که خیلی مردن و زنده شدن ولی هیچ ثمری تو این زنده بودن برای اطرافیان نداشتن / بعضیها رو هم میشناسم که تو عمر کوتاهشون خیلی مفید بودن و کلی اطلاعات از اینور و اونور به خواننده هاشون رسوندن / چون نمیخوام دوباره بمیرم دکمه ها رو فشار میدم(فکرشو بکن بهت بگن تا زمانی که دکمه ها رو فشار بدی زنده هستی) ویروس رو که میدونم نمیمیره
/
تقریبا میشه گفت از این زندگی داره خوشم میاد / شاید هم دارم بهش عادت میکنم /(آخه ما انسانها ممکنه روزی برسه که بتونیم از دی اکسید کربن تنفس کنیم و به خاک برای رشد احتیاج داشته باشیم
چون میتونیم به شرایط دور و برمون عادت کنیم میگمنمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایستا دنیا وایستا دنیا من میخوام پیاده شم !!!
اینهمه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد ؟
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد ؟
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست ؟
اینهمه طلسم و ورد جای خوش تو کجاست !؟