|
به همه چیز می نگرم و تلاشم بر آن است که طرحی نو در اندازم
|
بی مقدمه / یه وقتایی آدم از همه چیز خسته میشه / از خودت هم خسته میشی میخوای از این پوست بیایی بیرون / یه وقتایی هم هست که همه چی به آدم حال میده / میشینی به ترک دیوار یه ساعت میخندی / تا حالا شده که بین این دوتا باشی دوست داشته باشی بگی و بخندی ولی نتونی / دوست داشته باشی خوش بگذرونی ولی نشه / آی حالت گرفته میشه / حتما تو دلت میگی بعد از اینهمه وقت اومدی که این اراجیف رو سر هم کنی ؟ / ولی باید بگم نه کاملا هم میدونم چی دارم میگم / اصلا واسه همین دارم مینویسم / باید سعی کنیم که به زندگی خیلی آسون تر از اون چیزی که هست نگاه کنیم همیشه جوانی نیست و نمیشه از زندگی لذت برد . تو این دنیا که خدا خودش گفته هیچ آسایش و راحتی قرار ندادم چرا باید هدفهای پوچ رو دنبال کرد ؟ روده درازی نکنم دوست دارم ادامه ی این صحبتها رو هر کسی با نگاه خودش بره جلو . سعی میکنم از کامنتها بفهمم که هر کسی چه برداشتی کرده !!!
یه چیزی بگم و برم . امروز یکی از دوستام برام یه اس.ام.اس فرستاد که حیفم اومد از دست شماها بره نوشته بود : وقتی به دنیا آمدیم در گوشمان اذان گفتند وقتی که میمیریم برایمان نماز میخوانند زندگی چه قدر کوتاه است فاصله ی اذان تا نماز !!!
تا درودی دوباره بای بای ( سایتون کم نشه )
یه روز میدیدم که دوست ندارم
به زودی برای همیشه بر میگردم و مثل قدیما هر روز آپ میکنم با کمک خدا تمام مشکلات دارن میرن پی کارشون و روزهای روشن خودشون رو آماده میکنن که به روم لبخند بزنن . تا درودی دوباره بای بای